محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى

128

خلاصة الحكمة ( فارسى )

صنعت آن : بگيرند اوراق گل سرخ كه اقماع و تخم و سبزى آن را بالتمام گرفته باشند و خوب ماليده و يا به مقراض ، خوب ريزه ريزه نموده ، يك روز بگذارند كه رطوبت آن نشف شود ؛ پس در هر يك من آن ، يك من قند سفيد بسايند و تا سه روز هر صبح و شام بر هم زنند و در آفتاب گذارند و اگر قند ، كمى كند ، باز قدرى اضافه نمايند و بعضى گفته‌اند كه وزن قند دو چندان گل بايد و بعضى چهار چند گفته‌اند و اين بسيار است و دو چند بهتر است . و عسلى را به وزن مذكور عسل اضافه نموده ، كف آن را گرفته بر روى گلِ به دستور ماليده ، بر هم زنند و چهل روز در آفتاب گذارند و به كار برند [ كه اين را گلقند آفتابى نامند ] . « 1 » جوارش / جوارشات جُوارِش : ( به ضم جيم و فتح واو و الف و كسر راء مهمله و شين معجمه بدون نون و جوارش با نون در آخر هر دو آمده ) و صاحب بحر الجواهر گفته كه با نون تصحيف است و آن معرب گوارشك و گوارش است و معنى آن در لغت فارسى گوارندهء طعام است و هاضم غذا كه به عربى هاضوم گويند ، پس در حقيقت ترجمهء جوارش به عربى هاضوم است . شيخ داود انطاكى در تذكره گفته كه جوارش فارسى است و به لغت عربى مسخن و ملطف است و نيز شيخ داود گفته كه نجيب الدين سمرقندى در قرابادين از كتب خمسهء خود گفته كه جوارش لغت قديم است و معنى آن مقطع اخلاط است و گفته كه پرسيدم از كسانى كه خبير از لغت فرس بودند ، انكار كردند . آن ( قدس سره ) مىفرمايند كه فرقى نيست ميان تفسير جوارش به مسخن و ملطف يا به مقطع اخلاط ، چه اينها همه از صفات جوارش است ، زيرا كه جوارش به معنى هاضوم است و اينها از لوازم و خواص آن است ، چه هضم غذا تمام نمىشود مگر به چيزى كه مسخن و ملطف مادهء غذا باشد و آنچه ملطف و مسخن مادهء غذا است مقطع اخلاط غير منهضمه لزجه ملتصقه به خمل معده و حايله مانع از اشتمال معده بر غذا و تصرف حرارت در آن و هضم و نضج تام يافتن و مستعد شدن آنها از براى گرديدن جزء اعضاست .

--> ( 1 ) . مجمع الجوامع ( قرابادين كبير ) ، ج 2 ، ص 701 .